خوش آمدید من مهدی کریمی هستم. امیدوارم لحظات خوبی رو در اینجا سپری کنید

آمار مطالب

کل مطالب : 350
کل نظرات : 32

آمار کاربران

افراد آنلاین : 5
تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 55
باردید دیروز : 109
بازدید هفته : 835
بازدید ماه : 1629
بازدید سال : 3410
بازدید کلی : 3410
سقای بچه ها

 

سقا صداش می کردند.به مادر گفته بود:«می خوام اونجا سقا باشم»

همیشه قبل از خوردن به رزمنده ها تعارف می کرد.

سرسفره ناهار و شام هم پی پارچ های اب می دوید و وقت و بی وقت به اونها اب تعارف می کرد.

می گفت:«اب نطلبیده مراد است!»

حتی اب قمقمه اش را هم می بخشید.لب تشنه شهید شد،همانطور که ارزو داشت

(شهید زکریا صفرخانی،کتاب:شب امتحان صفحه 66)


تعداد بازدید از این مطلب: 1038
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید



عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید